ترجمه "sano" به فارسی
salâmat, sâlem, tandorost بهترین ترجمه های "sano" به فارسی هستند.
sano
adjective
verb
masculine
دستور زبان
In buona condizione fisica e mentale; libero da malattie.
-
salâmat
-
sâlem
-
tandorost
-
تندرست
noun masculineMa quale ruolo ha l'acqua nei nostri corpi e quanta dobbiamo berne per rimanere sani?
خب حالا آب چه نقشی در بدن ما دارد، و واقعاً برای اینکه تندرست بمانیم باید چه مقدار آب بنوشیم؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sano " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sano" با ترجمه به فارسی
-
sahih-o-sâlem · صحیح و سالم
-
darmân kardan · بهبود دادن · خوب شدن · خوب کردن · درمان کردن · شفا دادن
-
غداء صحي
-
نوشدارو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن