ترجمه "satellite" به فارسی
ماه, mâhvâré, qamar بهترین ترجمه های "satellite" به فارسی هستند.
satellite
noun
masculine
دستور زبان
-
ماه
noun45 incontri con il più grande dei satelliti, Titano,
که ۴۵ مواجهه این فضا پیما با بزرگترین ماه زحل ، تایتان،
-
mâhvâré
-
qamar
-
قمر
noun masculineProcedendo nel sistema solare esterno, troviamo il piccolo satellite naturale Encedalo.
به سمت خارج منظومه شمسی که حرکت میکنیم، به قمر کوچک انسلادوس میرسیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satellite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "satellite" با ترجمه به فارسی
-
بينايي رايانهاي · تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي · تصویربردارى چندطيفي · تصویرسازی
-
کئو
-
صفحات خورشیدی در فضاپیما
-
تصویربردارى ماهوارهاي
-
لندست · ماهوارهها · ماهوارههاي مصنوعي
-
ماهوارههای هواشناختی
-
کهکشان اقماری
-
ماه نامنظم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن