ترجمه "sbattuto" به فارسی
افسرده, زده, فرسوده بهترین ترجمه های "sbattuto" به فارسی هستند.
sbattuto
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
افسرده
adjective -
زده
adjectiveDevi mantenere il contatto visivo e Piton non sbatteva le palpebre.
اين کار ارتباط چشمي ميخواد و اسنپ حتي پلك هم نمي زد
-
فرسوده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مغلوب
- چکش خورده
- کوبیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sbattuto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sbattuto" با ترجمه به فارسی
-
اخراج كردن
-
takân dâdan · zadan
اضافه کردن مثال
اضافه کردن