ترجمه "sborniato" به فارسی
مست, پیان, گرست بهترین ترجمه های "sborniato" به فارسی هستند.
sborniato
verb
masculine
دستور زبان
-
مست
adjectiveVedendo che l’uomo era ubriaco, il soldato gli rispose: “Vada a casa a smaltire la sbornia!”
سرباز متوجه شد که مست است و به او گفت: «به خانه برو تا مستی از سرت بپره!»
-
پیان
adjective -
گرست
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sborniato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن