ترجمه "sbronzo" به فارسی
جاذب, مست بهترین ترجمه های "sbronzo" به فارسی هستند.
sbronzo
adjective
masculine
دستور زبان
-
جاذب
adjective -
مست
adjectiveDevo essere già sbronzo, se parlo di nuovo di questa triste storia.
بايد الان مست شده باشم ، پس اين داستان رو بعداً دوباره برات ميگم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sbronzo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sbronzo" با ترجمه به فارسی
-
masti
اضافه کردن مثال
اضافه کردن