ترجمه "scaldabagno" به فارسی

âb-garmkon, آبگرمکن بهترین ترجمه های "scaldabagno" به فارسی هستند.

scaldabagno noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • âb-garmkon

  • آبگرمکن

    impianto la cui funzione è quella di riscaldare l'acqua

    Perciò il segreto per gestire il tempo è considerare le nostre priorità alla pari di quello scaldabagno rotto.

    و بنابراین کلید مدیریت زمان این است که برخوردمان با اولویتهایمان درست مثل همان آبگرمکن خراب باشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scaldabagno " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "scaldabagno" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه