ترجمه "scemo" به فارسی
خر, احمق, ahmaq بهترین ترجمه های "scemo" به فارسی هستند.
scemo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Persona con poco giudizio o intelligenza.
-
خر
nounLo scemo è caduto tra due auto in sosta.
اون کله خر بین دو تا ماشین پارک شده افتاد.
-
احمق
nounSo quello che fai con quel triste, scemo poliziotto.
میدونم با اون پلیس غمگین و احمقِ چه کارایی میکنی
-
ahmaq
-
ترجمه های کمتر
- koudan
- کودن
- ابله
- بلید
- خنگ
- یک جور بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scemo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scemo" با ترجمه به فارسی
-
تخفیف دادن · خفیف شدن · رفع نمودن · فرونشستن · فروکش کردن · مکث کردن · کاستن · کم شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن