ترجمه "scopa" به فارسی

جارو, jâru, جاروب بهترین ترجمه های "scopa" به فارسی هستند.

scopa noun verb feminine دستور زبان

Una scopa fatta di rami legati insieme a un lungo manico.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جارو

    Una scopa fatta di rami legati insieme a un lungo manico.

    La prima volta che volai su una scopa.

    اولين باري رو که سوار جارو شده بودم.

  • jâru

  • جاروب

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scopa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "scopa"

عباراتی شبیه به "scopa" با ترجمه به فارسی

  • با هدف
  • jâru kardan · جارو کردن · روبیدن · رُفتن · کس دادن · گائیدن · گاییدن
  • بی استثنا
  • gharaz · hadaf · maqsud · عزم · قصد · مرام · مقصود · منظور · نیت · هدف
  • ارزن خوكي · ارزن روسي · ارزن معمولي · ارزن هندي · ارزن پروسو · ذرت جارويي · ذرت جارويي (ارزن) · پانیکوم میلیاسئوم
  • كمربندهاي سبز · نهالکاری زینتی · کاشت زینتی
  • دستههاي جاروب · چوبدستيهاي قدمزدن · چوبدستیها · چوبها
  • سازمان ناسودبر
اضافه کردن

ترجمه های "scopa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه