ترجمه "scultore" به فارسی
mojassamé-sâz, حجار, مجسمه ساز بهترین ترجمه های "scultore" به فارسی هستند.
scultore
noun
masculine
دستور زبان
Persona che pratica la scultura.
-
mojassamé-sâz
-
حجار
noun masculine -
مجسمه ساز
noun masculinePersona che pratica la scultura.
Una donna ha comprato un boa e dice che la fattura va inviata a Wells, lo scultore.
، یه خانم یه شال خریده. میگه صورتحسابش رو بفرستین برای ، ولز. مجسمه ساز
-
ترجمه های کمتر
- مجسمهساز
- پیکر تراش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scultore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Scultore
Scultore (costellazione)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Scultore" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scultore در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "scultore"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن