ترجمه "scure" به فارسی

تبر, tir, tishé بهترین ترجمه های "scure" به فارسی هستند.

scure adjective noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبر

    noun

    utensile utilizzato nella falegnameria

    L'avrei visto in un campo di battaglia, a spaccare teste con una scure.

    جون ميده واسه جنگاي باستاني که با يه تبر ول کنه تو صورت يه نفر

  • tir

  • tishé

  • تبرزین

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "scure"

عباراتی شبیه به "scure" با ترجمه به فارسی

  • گوشت دی.اف.دی
  • تاریک شدن
  • کارده سرماری
  • ماهیان گازگیر
  • تاریک · تیره و مبهم · سبزه تند · سیاه چرده
  • tiré · târik · اخمو · افسرده · بدخلق · تار · تاريك · تاریک · تیره · حائل · دیافراگم · عبوس · قهوه ای · پشت پنجره · کج خلق · کدر
  • کاکائو
  • گل شیپوری
اضافه کردن

ترجمه های "scure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه