ترجمه "secco" به فارسی
khoshk, خشک, bayât بهترین ترجمه های "secco" به فارسی هستند.
secco
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
(Quasi) libero da liquidi o umidità. [..]
-
khoshk
noun -
خشک
adjective(Quasi) libero da liquidi o umidità.
Ho la gola secca.
گلویم خشک شده است.
-
bayât
-
ترجمه های کمتر
- تشنگی
- تنگی
- خشك
- خشک سالی
- خشکسالی
- خشکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " secco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "secco"
عباراتی شبیه به "secco" با ترجمه به فارسی
-
گوجههای برتانی
-
پیل خشک
-
خشکشویی
-
خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
-
آب و هوای خشک · اقليم بياباني · اقلیم خشک
-
خشکهچین
-
تنگ · خشک · سنار · کم ژرفا
-
âzâr dahandé · برخورنده · رنجش آمیز · رنجش آور · طاعون زده · پر دردسر · پرزحمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن