ترجمه "secondo" به فارسی
ثانیه, be-nazar, dovvom بهترین ترجمه های "secondo" به فارسی هستند.
secondo
adjective
noun
adverb
adposition
masculine
دستور زبان
Quello che segue al primo. [..]
-
ثانیه
noununità standard di misura del tempo [..]
Ogni secondo il Sole emana un’energia equivalente all’esplosione di molte centinaia di milioni di bombe nucleari.
این ستاره در هر ثانیه انرژیای معادل صدها میلیون بمب هستهای ساطع میکند.
-
be-nazar
-
dovvom
-
ترجمه های کمتر
- sâniyé
- دوم
- بروفق
- دومی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " secondo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "secondo" با ترجمه به فارسی
-
بیت بر ثانیه
-
انجیل لوقا
-
جنگلهاي بازرشدي · جنگلهای بازرسته
-
جهان دوم
-
jng jhany dvm · جنگ جهانی دوم · جنگ جهانی دوّم
-
نور-ثانیه
-
دوم مجموع
-
اخر · بعداز · در جستجوی · در صدد · درپی · مطابق · پس از · پشت سر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن