ترجمه "seduta" به فارسی
jalasé, اجتماع, جا بهترین ترجمه های "seduta" به فارسی هستند.
seduta
noun
adjective
particle
feminine
دستور زبان
Riunione di più persone all'interno di una struttura burocratica o legislativa.
-
jalasé
-
اجتماع
-
جا
noun feminineMi hanno messa a sedere giù. Ci sono pulsanti e quadranti ovunque.
مرا نشاندند. همه جا دکمه و صفحه عقربهدار بود.
-
ترجمه های کمتر
- جلسه
- نشست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seduta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "seduta"
عباراتی شبیه به "seduta" با ترجمه به فارسی
-
جلسه
-
karafs · کرفس
-
bâsan · maqʼad · neshastan · اساس · الست · سرین · شستن · قسمت نهایی · لمبر · ماتحت · نشستن · نشيمنگاه · نِشَستَن · پشت · کون · کپل
-
انجدان رومی
-
نِشَستَن
-
neshândan
-
کرفس بیابانی
-
نشستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن