ترجمه "seminare" به فارسی
dâné rikhtan, kâshtan, tokhm pâshi بهترین ترجمه های "seminare" به فارسی هستند.
seminare
verb
دستور زبان
Disperdere, interrare o piantare semi.
-
dâné rikhtan
-
kâshtan
-
tokhm pâshi
-
کاشتن
verbOra Gesù narra una terza parabola che parla della semina.
عیسی سپس به سومین مَثَل خود در مورد کاشتن بذر اشاره کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seminare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seminare" با ترجمه به فارسی
-
آمادهسازي بستر بذر · آمادهسازی بستر کاشت
-
بذرافشاني مصنوعي جلبكها · كشت جلبك دريايي · كشت جلبكي · پرورش جلبک دریایی · گياهپروري دريايي
-
بذرافشاني ديررس · زمان بذرافشانی
-
بذرافشانی پاشيدني
-
بسترهاي بذر · بسترهای کاشت
-
بذركاري (بذر)
-
بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
-
بذرافشانی مستقیم · بذركاري مستقيم · نشاكاري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن