ترجمه "sensori" به فارسی

حسگرها, آشكارسازها, نقشهبردار موضوعي بهترین ترجمه های "sensori" به فارسی هستند.

sensori noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حسگرها

    Le mosche eccellono nei tipi di sensori che hanno a questo scopo.

    مگسها در انواع حسگرها سرآمدند که باعث مشکل تر شدن اوضاع میشه.

  • آشكارسازها

  • نقشهبردار موضوعي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sensori " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sensori" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sensori" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه