ترجمه "sentinella" به فارسی
negahbân, pâsdâr, نگهبان بهترین ترجمه های "sentinella" به فارسی هستند.
sentinella
noun
feminine
دستور زبان
-
negahbân
-
pâsdâr
-
نگهبان
noun femininePoi, improvvisamente, il suono dell'allarme di una sentinella.
بعد ، ناگهان ، صداي نگهباني ِ ميرکت ها به گوش ميرسد.
-
نگهبانی
noun feminineLa sentinella rimane al suo posto giorno e notte, non allenta mai la vigilanza.
دیدهبان، شبانهروز در محل نگهبانی خود حاضر است و هیچگاه نمیگذارد ذرهای از هشیاریاش کاسته شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sentinella " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sentinella" با ترجمه به فارسی
-
جانوران شناساگر · زيستشناساگرها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن