ترجمه "serpenti" به فارسی
مارها, افعيان, بوييده بهترین ترجمه های "serpenti" به فارسی هستند.
serpenti
noun
masculine
دستور زبان
-
مارها
nounIl cavallo impaurito arretrò, lasciando che il serpente arrivasse sesto.
اسب که رمیده بود و عقب کشید، که به مار فرصت داد که دزدکی مقام ششم را بگیرد.
-
افعيان
-
بوييده
-
ترجمه های کمتر
- كبراها
- كولوبريده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serpenti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "serpenti" با ترجمه به فارسی
-
سالن خزندگان
-
مار
-
mâr · خطر محتمل · خطر نزدیک · صورت فلکی حیه · مار · ماری · مر
-
خطر محتمل · خطر نزدیک · صورت فلکی حیه · مار · ماری · مر
-
مارگزیدگی · نیش مار
-
مارهای زهرآگین
-
مار ذرت
-
ماهي سرماري · کانا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن