ترجمه "sesto" به فارسی
sheshom, شش یک, ششم بهترین ترجمه های "sesto" به فارسی هستند.
sesto
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Termine indicante la curvatura di un arco.
-
sheshom
-
شش یک
noun masculine -
ششم
noun masculineIl cavallo impaurito arretrò, lasciando che il serpente arrivasse sesto.
اسب که رمیده بود و عقب کشید، که به مار فرصت داد که دزدکی مقام ششم را بگیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sesto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sesto
proper
Sesto (BZ)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sesto" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sesto در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sesto" با ترجمه به فارسی
-
بالاترین نقطه · ظهر · نیمروز
-
ششم بزرگ
-
shahrivar
-
فاصلهگذاری
-
حس ششم
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن