ترجمه "sfondo" به فارسی
tah, پس زمينه, تصویر زمینه بهترین ترجمه های "sfondo" به فارسی هستند.
sfondo
noun
verb
masculine
دستور زبان
La parte prospetticamente più lontana da quello che è in primo piano.
-
tah
-
پس زمينه
La parte prospetticamente più lontana da quello che è in primo piano.
Se lo sfondo è semplice, di solito devo rimanere lì da 3 a 4 ore.
اگر پس زمينه ساده باشد، معمولاً بايد سه تا چهار ساعت بايستم.
-
تصویر زمینه
In questo riquadro puoi scegliere varie impostazioni che controllano com'è visualizzato lo sfondo
در این جعبه ، میتوانید تنظیمات گوناگونی که چگونگی نمایش تصویر زمینه را کنترل میکنند ، تنظیم کنید
-
ترجمه های کمتر
- پس زمینه
- پسزمینه
- کاغذ دیواری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sfondo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sfondo" با ترجمه به فارسی
-
shekastan · داغان كردن · موفق شدن · وارد شدن
-
حذف پس زمینه
-
رنگ پس زمينه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن