ترجمه "siberia" به فارسی
سیبری, سیبری, سیبریه بهترین ترجمه های "siberia" به فارسی هستند.
siberia
-
سیبری
In seguito anche lei fu deportata in Siberia, a migliaia di chilometri di distanza da casa sua.
بعدها، کورینا نیز به جایی که هزاران کیلومتر از خانهاش فاصله داشت، تبعید شد، به سیبری.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " siberia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Siberia
feminine
-
سیبری
proper feminineIn seguito anche lei fu deportata in Siberia, a migliaia di chilometri di distanza da casa sua.
بعدها، کورینا نیز به جایی که هزاران کیلومتر از خانهاش فاصله داشت، تبعید شد، به سیبری.
-
سیبریه
proper
تصاویر با "siberia"
عباراتی شبیه به "siberia" با ترجمه به فارسی
-
دریای سیبری شرقی
-
دریای سیبری شرقی
-
سيبريهاي · فاگوپیروم تاتاریکوم · گندم هندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن