ترجمه "simmetrico" به فارسی
moqâren, متقارن بهترین ترجمه های "simmetrico" به فارسی هستند.
simmetrico
adjective
masculine
دستور زبان
-
moqâren
-
متقارن
adjectiveLa faccia è un tantino più simmetrica di quanto avessi in origine percepito.
صورتش از اون چيزي که اول تصور مي کردم متقارن تره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " simmetrico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "simmetrico" با ترجمه به فارسی
-
ماتریس متقارن
-
تفاضل متقارن
-
الگوریتم کلید متقارن
-
خصوصیت قرینه
-
میله پارالل
-
میله پارالل
-
تابع متقارن
-
رابطه متقارن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن