ترجمه "sintomo" به فارسی

ʼalâmat, نشانههای بیماری, اثر بهترین ترجمه های "sintomo" به فارسی هستند.

sintomo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ʼalâmat

  • نشانههای بیماری

    Il primo sintomo della malattia è un movimento incontrollabile del capo, proprio come quello di chi annuisce.

    اولین نشانههای بیماری تکانهای مداوم سر است که امکان خوردن و آشامیدن را از فرد مبتلا میگیرد.

  • اثر

    noun masculine

    Probabilmente hai dei sintomi strettamente di natura psicosomatica.

    ممکنه فقط اثر رواني اي باشه که به خاطر اتفاقهايي که افتاده داري حس مي کني

  • ترجمه های کمتر

    • سَمپتوم
    • علامت
    • نشانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sintomo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sintomo" با ترجمه به فارسی

  • نشانهها · نشانههاي بيماري · نشانگانها
  • سوختگی (بیماری گیاهی)
  • نشانهها · نشانهها (بیماری) · نشانههاي بيماري · نشانگانها
اضافه کردن

ترجمه های "sintomo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه