ترجمه "sistema" به فارسی
سامانه, سیستم, nezâm بهترین ترجمه های "sistema" به فارسی هستند.
sistema
noun
verb
masculine
دستور زبان
Combinazione ordinata di parti correlate.
-
سامانه
nouninsieme di elementi o sottosistemi interconnessi tra di loro o con l'ambiente esterno tramite reciproche relazioni
La terza parte di cui vorrei parlarvi è il sistema limbico.
سوين بخشي كه مي خواهم در موردش صحبت كنم سامانه اندامي است.
-
سیستم
nounQuesto è il sistema come appare oggi, tra l'altro.
و این سیستم امروز اینگونه است، در هر صورت.
-
nezâm
-
ترجمه های کمتر
- ravesh
- sistem
- راه
- متد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sistema " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sistema
Sistema (fisica)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sistema" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sistema در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sistema" با ترجمه به فارسی
-
سامانه خورشیدی · منظومه شمسی
-
دستگاه پایه ۶۰
-
سامانه توکار
-
دستگاه متریک
-
سیستم عامل · سیستمعامل
-
لیست کنترل دستیابی سیستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن