ترجمه "smunto" به فارسی
استخوانی, رام نشده, رنگپریده بهترین ترجمه های "smunto" به فارسی هستند.
smunto
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
استخوانی
adjective -
رام نشده
adjective -
رنگپریده
adjective masculine -
نحیف
adjectiveNella metà superiore medicine eccezionali, in quella inferiore solo mucche smunte.
نیمه بالایی سرشار از گیاهان دارویی، و در نیمه پائین تنها مشتی گاو نحیف.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smunto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن