ترجمه "solo" به فارسی

فقط, تنها, bi-kas بهترین ترجمه های "solo" به فارسی هستند.

solo adjective noun conjunction adverb masculine دستور زبان

Unico; singolo (riferito ad un oggetto). [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فقط

    adverb

    In modo tale da escludere qualsiasi rapporto con situazioni diverse da quella presa in esame.

    Un assegno in bianco? Li si vedono solo nei film!

    یک چک سفیدامضا؟ چنین چیزی را فقط توی فیلمها میتوانی ببینی.

  • تنها

    adjective

    Devo decidere se andare con lui o restare qui da solo.

    من باید تصمیم بگیرم، با او بروم یا تنها اینجا بمانم.

  • bi-kas

  • ترجمه های کمتر

    • faqat
    • tak
    • tanhâ
    • تنهایی
    • بیکس
    • تنها وبیکس
    • تک
    • دلتنگ وافسرده
    • صرفا
    • هَمین
    • یکدونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "solo"

عباراتی شبیه به "solo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "solo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه