ترجمه "somaro" به فارسی
خر, khar, olâgh بهترین ترجمه های "somaro" به فارسی هستند.
somaro
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
خر
nounQualsiasi somaro col cappello di lana pensa che il mondo sia gratis.
هر گوره خر کلاه پشمي فکر ميکنه دنيا آزاده
-
khar
-
olâgh
-
ترجمه های کمتر
- الاغ
- احمق
- بی کله
- لاک پشت دریایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " somaro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "somaro" با ترجمه به فارسی
-
اكوئوس آسينوس · الاغها · خرها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن