ترجمه "sospensione" به فارسی
سوسپانسیون, خواب, سیستم تعلیق بهترین ترجمه های "sospensione" به فارسی هستند.
sospensione
noun
feminine
دستور زبان
-
سوسپانسیون
miscela
-
خواب
nounGiuro di averla messa in sospensione.
قسم می خورم توی حالت خواب گذاشتمش
-
سیستم تعلیق
-
ترجمه های کمتر
- تاخیر
- تعویق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sospensione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sospensione" با ترجمه به فارسی
-
بریده گویی
-
كودهاي شيميايي معلق · محلولهاي كود شيميايي · کودهای شیمیایی مایع
-
سوسپانسيونها (وضعيت فيزيكي)
-
حالت خواب
-
سیستمهای تعلیق · ضربهگيرها
-
سوسپانسيونها · پاشندگیها
-
تکنیکهای کشت · فنون زيستي · فنون کشت · كشت تعليقي
-
حبس تعلیقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن