ترجمه "sosta" به فارسی
tavaqqof, آرام, استراحت بهترین ترجمه های "sosta" به فارسی هستند.
sosta
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
tavaqqof
-
آرام
adjective noun proper -
استراحت
nounInsomma, prima non hai nemmeno voluto fare una sosta.
بیخیال تو راه اینجا حتی یه بارم برای بنزین و استراحت ترمز نکردی
-
ترجمه های کمتر
- توقف
- درنگ
- سکون
- غیر دائم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sosta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sosta"
عباراتی شبیه به "sosta" با ترجمه به فارسی
-
جای پارک
-
tavaqqof kardan · ایست · قطع کردن · نوبت داشتن · نوبت شدن · پارک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن