ترجمه "sottobosco" به فارسی
زیررست, بوته, رويش كف جنگل بهترین ترجمه های "sottobosco" به فارسی هستند.
sottobosco
noun
masculine
دستور زبان
-
زیررست
-
بوته
nounAll’inizio Sailor non sapeva se quello che stava facendo, quando si è incamminata nel sottobosco, avrebbe funzionato.
سیلر در ابتدا نمی دانست که عبورش از میان بوته ها و گیاهان واقعاً کمکش خواهد کرد.
-
رويش كف جنگل
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- زيراشكوب
- زيرگياه
- زیر بوته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sottobosco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sottobosco" با ترجمه به فارسی
-
رويش كف جنگل · زيراشكوب · زيرگياه · زیررست
-
بتهزار سختبرگ · بتهزار كاكتوس · بتهزارهاي نيمهبياباني · بوتهزار · بيشه درختچه هميشهسبز · ژاژستان
-
ستهها · ميوههاي ستهاي · میوههای نرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن