ترجمه "sovrano" به فارسی
pâdeshâh, soltân, پادشاه بهترین ترجمه های "sovrano" به فارسی هستند.
sovrano
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Chi dirige e fa le leggi in una nazione.
-
pâdeshâh
-
soltân
-
پادشاه
nounSei un sovrano mille volte migliore di quello che guida questo esercito.
شما لايق ترين پادشاه براي اين ارتش هستين.
-
ترجمه های کمتر
- حاکم
- حکمران
- شاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sovrano " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sovrano" با ترجمه به فارسی
-
بحران اقتصادی
-
کشور مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن