ترجمه "spaghetti" به فارسی
اسپاگتی, اسپاگتي, خوراک رشته فرنگی بهترین ترجمه های "spaghetti" به فارسی هستند.
spaghetti
noun
masculine
دستور زبان
-
اسپاگتی
nountipo di pasta
Non dobbiamo fare scorta di spaghetti o scendere in cantina.
لازم نیست کنسروهای اسپاگتی را ذخیره کرده یا به زیرزمین پناه ببریم.
-
اسپاگتي
noun masculineIntendi i miei spaghetti o i miei romanzi gialli?
اسپاگتي من يا رمان هاي سري من ؟
-
خوراک رشته فرنگی
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- رشتهجات
- رشتهفرنگيها
- ماكاروني
- نیرشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spaghetti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spaghetti"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن