ترجمه "spalle" به فارسی
شانهها, شانهها (گوشت), پشت بهترین ترجمه های "spalle" به فارسی هستند.
spalle
noun
feminine
دستور زبان
-
شانهها
Raccontiamo storie molto convincenti, alziamo appena le spalle.
ما داستان بسیار متقاعد کننده ای را میگوئیم ،و کمی شانه هایمان را بالا میاندازیم.
-
شانهها (گوشت)
-
پشت
noun adpositionTu difendi questi uomini che non esitano a insultarti alle spalle.
تو از اين آدمايي که پشت سرت بهت توهين کرده بودن ، دفاع کردي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spalle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن