ترجمه "sparo" به فارسی
shelik, tir, تیراندازی بهترین ترجمه های "sparo" به فارسی هستند.
sparo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
shelik
-
tir
-
تیراندازی
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
L'altro che ha sparato ha detto la stessa cosa.
تیراندازی که من باهاش صحبت کردم هم همینو گفت.
-
ترجمه های کمتر
- حب
- شلیک
- قرص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sparo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sparo" با ترجمه به فارسی
-
bârut · باروت · بارود · پودر · گرد
-
shelik kardan · shllik kardan · tir-andâzi kardan · تیراندازی کردن · شلیک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن