ترجمه "spasimo" به فارسی
درد ترجمه "spasimo" به فارسی است.
spasimo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
درد
noun masculinePensate ai suoi spasimi quando per fissarlo al palo gli furono conficcati grossi chiodi nelle mani e nei piedi.
درد او را زمانی که آن میخهای بزرگ را به دست و پایش میکوبیدند، تصوّر کنید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spasimo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spasimo" با ترجمه به فارسی
-
del-dâdé · خواستگار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن