ترجمه "specie" به فارسی
گونه, anvâʼ, jens بهترین ترجمه های "specie" به فارسی هستند.
specie
noun
adverb
feminine
دستور زبان
Categoria tassonomica, che si distingue in gruppi dello stesso genere, i quali incrociandosi generano individui fecondi.
-
گونه
nounجاندارانی باتوان تولید مثل جنسی وتولدشان از والدین مشابه از واحدهای تقسیمبندی زیستشناختی
L'Armillaria in realtà è un fungo predatore, che uccide alcune specie di alberi della foresta.
آرمیلاری در واقع یک قارچ خانمان برانداز است، که گونه مشخصی از درختان را در جنگل می کشد.
-
anvâʼ
-
jens
-
ترجمه های کمتر
- nouʼ
- qabil
- qesm
- raqam
- انواع
- بشر
- جور
- رقم
- طبقه
- قسم
- نوع
- گونه(ها)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " specie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "specie" با ترجمه به فارسی
-
زراعت راهرویی · كشت مخلوط پرچيني · كشت منطقهاي · کشت راهرویی
-
جانوران حفاظتشده · گونه حفاظتشده · گونه(های) حفاظتشده · گياهان حفاظتشده
-
انقراض گونه · انقراض گونه(ها) · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض نابودی
-
گونههای مهاجم
-
گونه غالب · گونه(های) غالب
-
انقراض گونه · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض نابودی · گونه(های) در معرض نابودی
-
جمعيت بومي · موجودات زنده بومی · گونه بومي · گياهان بومي
-
بازشناسي گونه · تعيين گونه · تعيين گونه(ها) · شناسایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن