ترجمه "spettatore" به فارسی

binandé, tamâshâgar, مخاطب بهترین ترجمه های "spettatore" به فارسی هستند.

spettatore noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • binandé

  • tamâshâgar

  • مخاطب

    per cercare di raccontare agli spettatori le storie nel modo più coinvolgente.

    تا تلاش کنم اثربخشترین داستانها را به مخاطب ارائه کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • مراقب
    • ناظر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spettatore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spettatore"

اضافه کردن

ترجمه های "spettatore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه