ترجمه "spia" به فارسی
جاسوس, jâsus, اپیشه بهترین ترجمه های "spia" به فارسی هستند.
spia
adjective
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
جاسوس
nounComincio a credere che le donne siano le spie migliori.
دارم فکر مي کنم که زنها جاسوسان بهتري هستند.
-
jâsus
-
اپیشه
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- خرابکار
- فضول
- مخبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spia"
عباراتی شبیه به "spia" با ترجمه به فارسی
-
اسپین آف (رسانه) · شرکت اسپین-آف
-
چراغ خطر · چراغ قرمز
-
jâsusi kardan
-
اسپین
-
اسپین دکتر
-
عدد کوانتومی اسپین
-
ماهواره جاسوسی
-
ليلكي · گلديشيا · گلدیتزیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن