ترجمه "spilla" به فارسی
sanjâq, سنجاق سینه, برش بهترین ترجمه های "spilla" به فارسی هستند.
spilla
noun
verb
feminine
دستور زبان
Pezzo di gioielleria che viene appuntato ad una camicia o una giacca.
-
sanjâq
-
سنجاق سینه
noun feminineStava cercando di vendermi una spilla di diamanti.
می خواست یه سنجاق سینه ی الماس بهم بفروشه
-
برش
noun feminine -
گل سینه
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spilla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spilla"
عباراتی شبیه به "spilla" با ترجمه به فارسی
-
سنجاق
-
سنجاق قفلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن