ترجمه "spina" به فارسی
خار, khâr, tigh بهترین ترجمه های "spina" به فارسی هستند.
spina
noun
feminine
دستور زبان
-
خار
nounStrumento di difesa presente in numerose specie vegetali
Non c'è rosa senza spine.
گل بی خار نمیشود.
-
khâr
-
tigh
-
ترجمه های کمتر
- تیغ
- خراش کوچک
- دوشاخه
- سرتیز
- فیش
- موجب ناراحتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spina"
عباراتی شبیه به "spina" با ترجمه به فارسی
-
کراتگوس
-
استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب پيرااستخوان · بيماريهاي اسكلتي · بيماريهاي نخاعي · بیماریهای استخوان · دشرويش غضروف · ديستروفي غضروف · ديسكندروپلازي · فيبروز استخوان · كاوپشتي
-
خواستن
-
اسپینا بیفیدا
-
انگور فرنگی
-
ریبس هیرتلوم · سفرس
-
ابتکار · استحکام · ديسكهاي بينمهرهاي · ریگ · ستون فقرات · ستون مهره · ستون مهرهای · ستون مهرهها · سنگریزه · شن · ماسه سنگ · مهرهها
-
انگور فرنگی · سفرسها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن