ترجمه "spirale" به فارسی
mâr-pic, حلقه, طومار بهترین ترجمه های "spirale" به فارسی هستند.
spirale
noun
feminine
دستور زبان
-
mâr-pic
-
حلقه
noun feminineMentre le relazioni "cattive", ovvero ad alta probabilità di divorzio, finivano risucchiate in una spirale di negatività.
در حالی که روابط بد، که احتمال به طلاق می انجامد، آنها خودرا در حلقه منفی یافتند.
-
طومار
noun feminine -
پیچک
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spirale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spirale
-
مارپیچ
nounNel canale, che si trova appena fuori dal ristorante, ci sono centinaia di metri di tubatura a spirale.
در مجرای بیرون رستوران، صدها متر لوله به صورت مارپیچ وجود دارد.
عباراتی شبیه به "spirale" با ترجمه به فارسی
-
کهکشان مارپیچی
-
اسپیرال لگاریتمی
-
اسپیرال طلائی
-
کهکشان مارپیچی میلهای
-
آییودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن