ترجمه "spirito" به فارسی
روح, روان, ruh بهترین ترجمه های "spirito" به فارسی هستند.
spirito
noun
masculine
دستور زبان
-
روح
nounE noi abbiamo bisogno di far rivevere quello spirito.
و ما نیاز داریم که اون روح را احیا کنیم.
-
روان
noun masculineTutti ci sentiamo più giovani della nostra reale età, perché lo spirito non invecchia mai.
همه ما حس می کنیم جوان تر از سن واقعی مون هستیم، چون روان هرگز پیر نمیشه.
-
ruh
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- جان
- شبح
- الکل
- تخیل
- مینو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spirito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spirito" با ترجمه به فارسی
-
فاعل مختار
-
سخن نیشدار · طعنه · طنز · لطیفه · هجا
-
ورزش دوستی · ورزشکاری
-
فاعل مختار
-
سخن نیشدار · طعنه · طنز · لطیفه · هجا
-
روحیه
-
مبارزه طلبی
-
روحالقدس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن