ترجمه "sport" به فارسی

ورزش, darvâzé, varzesh بهترین ترجمه های "sport" به فارسی هستند.

sport noun masculine دستور زبان

Attività individuale o di gruppo condotta per allenarsi fisicamente o per piacere, spesso sotto forma di gare.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورزش

    noun

    فعالیت انسانی

    Quando arriva la primavera, inizierò un nuovo sport.

    وقتی بهار آمد، قصد دارم ورزش جدیدی را شروع کنم.

  • darvâzé

  • varzesh

  • ترجمه های کمتر

    • جهشيافته
    • جهشیافتهها
    • علم ورزش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sport " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sport" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sport" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه