ترجمه "spugna" به فارسی
اسفنج, abr, esfanj بهترین ترجمه های "spugna" به فارسی هستند.
spugna
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
اسفنج
nounaccessorio per pulire o lavarsi
Al diavolo la carta assorbente. Passiamo alla spugna.
دستمال کاغذی پیچانده شده . بیاید بریم سراغ اسفنج.
-
abr
-
esfanj
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spugna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spugna"
عباراتی شبیه به "spugna" با ترجمه به فارسی
-
صید اسفنج
-
اسفنجها
-
كدوي اسفنجي · لوفا اژیپتیکا · لوفا سيلندريكا · گل لیف مصری
-
پرورش اسفنج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن