ترجمه "sputo" به فارسی
تف, tof, بزاق بهترین ترجمه های "sputo" به فارسی هستند.
sputo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
تف
noun masculineHa sputato sulla sua famiglia quando l'ha regalato a te.
وقتی تواناییش رو بخشید به تو ، تف کرد به میراث ِ این خانواده.
-
tof
-
بزاق
noun masculine -
خلط سینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sputo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sputo" با ترجمه به فارسی
-
birun âmadan · تف · تف کردن · دشنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن