ترجمه "stabilito" به فارسی
moqarrar, موعود بهترین ترجمه های "stabilito" به فارسی هستند.
stabilito
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
moqarrar
-
موعود
Nonostante le difficoltà, Sara si fece trovare pronta il giorno stabilito.
با وجود تمامی این مسائل سارا بار سفر بسته بود و منتظر روز موعود بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stabilito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stabilito" با ترجمه به فارسی
-
barqarâr kardan · moqarrar kardan · qarâr gozashtan · ایجاد · برقرار کردن · بنيان نهادن · تصميم گرفتن · تصمیم گرفتن · محدود کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن