ترجمه "stampa" به فارسی

چاپ, câp, matbuʼât بهترین ترجمه های "stampa" به فارسی هستند.

stampa noun verb feminine دستور زبان

Risultato concreto del procedimento di riproduzione di un'immagine per mezzo di diverse tecniche.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاپ

    noun

    processo per la produzione di testi e immagini

    Gli ambiti del linguaggio sono stati aumentati dal mondo scritto, stampato ed elettronico.

    حوزه زبان با نوشتن، چاپ و کلمههای الکترونيکی تقویت شده است.

  • câp

  • matbuʼât

  • ترجمه های کمتر

    • مطبوعات
    • روزنامهها
    • رکن چهارم مشروطیت
    • مطبوعات (روزنامهنگاری)
    • مطبوعات عمومی
    • نشریات ملی
    • چاپ كردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stampa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stampa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stampa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه