ترجمه "stantio" به فارسی
بوی ناگرفته, بیات, مبتذل بهترین ترجمه های "stantio" به فارسی هستند.
stantio
adjective
masculine
دستور زبان
-
بوی ناگرفته
adjective -
بیات
adjective -
مبتذل
adjective -
کهنه
adjectiveSembro intrappolata in questo posto stantio da un'eternita'.
اين احساسو بهم ميده که تا ابد تو اين مکان کهنه بدام افتادم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stantio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stantio" با ترجمه به فارسی
-
بو گرفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن