ترجمه "stoppie" به فارسی
کلش, باقیماندههاي گياهي, باقیماندههای محصول زراعی بهترین ترجمه های "stoppie" به فارسی هستند.
stoppie
noun
feminine
دستور زبان
-
کلش
-
باقیماندههاي گياهي
-
باقیماندههای محصول زراعی
-
کاهبن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stoppie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stoppie" با ترجمه به فارسی
-
كاشت توام · كاشت درهم · محصولات کلشی · کشت درهم
-
پاكيزهسازي كاهبن · پاکیزهسازی کلش
-
آتشزني كلش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن