ترجمه "straniero" به فارسی
خارجی, اجنبی, غریبه بهترین ترجمه های "straniero" به فارسی هستند.
straniero
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Proveniente da un altro paese.
-
خارجی
adjective nounProveniente da un altro paese.
Non prendere in giro gli stranieri.
خارجی ها را مسخره نکن.
-
اجنبی
noun“Amò molte mogli straniere” e alla fine arrivò ad averne 700, oltre a 300 concubine.
او ‹زنان اجنبی بسیاری را دوست میداشت› و در نهایت ۷۰۰ زن و ۳۰۰ مُتَعِه یا صیغه برای خود گرفت.
-
غریبه
nounQuindi utilizzarono questi soldi per acquistare il campo del vasaio, un luogo in cui seppellire gli stranieri.
پس مزرعهٔ کوزهگر را با آن پول خریدند تا اشخاص غریبه را در آن دفن کنند.
-
ترجمه های کمتر
- بیگانه
- bigâné
- gharib
- khâreji
- اجنبى
- بيگانه
- خارجى
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " straniero " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "straniero" با ترجمه به فارسی
-
بیگانه
-
كارگران خارجي · كارگران مهاجر · کارگر مهاجر
-
اجنبى · اجنبی · بيگانه · بیگانه · خارجى · خارجی · غریبه
-
زبان خارجی
-
بنگاههای اقتصادی خارجی · شرکتهای خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن