ترجمه "stringa" به فارسی
رشته, band, بند کفش بهترین ترجمه های "stringa" به فارسی هستند.
stringa
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
رشته
nounNon possiamo capirlo semplicemente guardando la stringa, come non possiamo capire cosa vuol dire "da" preso da solo.
خوب، ازدیدن این رشته عدد به تنهایی نمیشود این را فهمید – همانطور که نمیتوانی بگویی صدای «دا» به شکل جداگانه چه معنایی دارد.
-
band
-
بند کفش
accessorio che concorre alla chiusura della calzatura o di altre parti dell'abbigliamento
-
ترجمه های کمتر
- بندینک
- تار
- رشته (علوم رایانه)
- زه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stringa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stringa" با ترجمه به فارسی
-
دست · دست دادن
-
هواپیمای نازکپیکر
-
tangé
-
feshordan · tang kardan · بستن · تنگ کردن · متهعد شدن · محكم گرفتن · پرچ کردن · گره کردن
-
مختصر · موجز
-
تنگه کرچ
-
خویشاوندان نزدیک
-
ورودی لگن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن